سال سی و سوم ، هفتهٔ بیستم و دوم

اپیسود ۴۸۷۹

در مسیر راه لعلباز با وارخطایی و عجله روان است که اکبر او را میبیند، صدایش میزند که با او کاری دارد. اینکه چه کار؟ درامه را میشنویم.

اپیسود ۴۸۸۰

پیروی کوچی به درخانی گفته بود که پشم قیچی شدهٔ میش ها و گوسفندان را خوب پاک بشوید، زیرا پشم های شسته شده نسبت به پشم چرکین به قیمت خوبتری به فروش میرسد. ولی آیا درخانی این کار را انجام داده است و یا خیر؟

اپیسود ۴۸۸۱

پیرو کوچی در غژدی نشسته او لوت های پول را میشمارد. درخانی حیران است که او آن پول را از چه درکی به دست آورده است.